برچسب:
نویسنده: هلیا جعفرینژاد
بیا بامن کمی مدارا کن دریچه قلبت رابرایم بازکن بگذار جایی درقلبت داشته باشم هرچند کم
نمیدانم این چه حسی است
حال خودم را درک نمیکنم درد دلم رانمیفهمم نمیدانم چرااین قلب لعنتی بامن مدارا نمیکند ساز مخالف میزند ![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: هلیا جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: هلیا جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: هلیا جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: هلیا جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: هلیا جعفرینژاد
دیگر از همه چیز خسته شدم قلبم شکسته گلویم بغض دارد چشمانم خیس از اشک هستند
به دنیام وارد نشو که شدم همچون شیر زخمی که می تواند همه را مثل خود نابود کند
برچسب:
نویسنده: هلیا جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: هلیا جعفرینژاد
عاشقش هستم اماافسوس دلش جای دیگر گیرست من کاری ازدستم برنمی اید
اوخیانت کند برچسب خیانت به من می خورد اما افسوس کاری ازدستم برنمی اید
اری این است بازی تلخ روزگار
برچسب:
نویسنده: هلیا جعفرینژاد
هوای آغوش گرمشو امادیگه نباشه نباشه که ازعطر پیراهنش سرمستت کنه
دیگه نباشه بتونی دستای پرمحبت شو بگیری امشب بدجور دلم هواشو کرده
امادیگه نیس کنارم من مجبورم بادرد دلتنگیش کناربیام
برچسب:
نویسنده: هلیا جعفرینژاد